شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

341

نفثة المصدور ( فارسى )

و وسيلت اين ثنا ساختن بمنهج قويم و طريق مستقيم نقل و عقل نزديك‌تر تواند بود . . . الخ » . از « جنگ خطّى مشتمل بر فنون ادبيّات » كه تاريخ كتابت آن بحدس استاد مينوى اواخر قرن هشتم يا اوايل قرن نهم هجرى بوده است . كتابخانهء مرحوم حاج سيّد نصر اللّه تقوى ، شمارهء 216 . ( 482 ) - ص 116 س 2 و 3 لا زال ملكه . . . الخ پادشاهى وى تا بدان زمان كه روزان بشبان درپيوندند ، و قرنها بساليان تمامى يابد ، و پرده‌هاى سياهى بر شب دركشند ، پيوسته باد . ( 483 ) - ص 116 س 4 وَ إِذا رَأَيْتَ . . . * الآية و چون ببينى آنجا ببينى نعمتى [ كه هيچ خاطر و ديده به وصف آن نرسد ] و پادشاهيى بزرگ . ( 484 ) - ص 116 س 5 و 6 عصا القرار در اين دار القرار . . . انداخته‌ام ر ك : « فرهنگ لغات و تعبيرات » كتاب حاضر ، ذيل : « عصاى قرار بجايى افگندن » . ( 485 ) - ص 116 س 5 و 6 لا يَسْمَعُونَ فِيها . . . * الآية نشنوند در آن [ بهشت ] هيچ بيهوده‌اى و نه ببزه آرنده‌اى . ( 486 ) - ص 116 س 7 لا فِيها غَوْلٌ . . . الآية نه در آن [ شراب ] تباهى بود و نه ايشان از آن مست شوند [ و نه هرگز شراب ايشان برسد ، ينزفون ايشان را از آن شراب دردسر نكند ] . ( 487 ) - ص 116 س 11 و 12 و اكنون چه خوشى . . . الخ بيت دوم رباعيى است كه تمامت آن در « جهانگشاى جوينى » ج 1 ص 6 ، چنين آمده است : افسوس كه عمرْ نابيوسى بگذشت * وين عمرِ چو جان عزيز از سى بگذشت اكنون چه خوشى ؟ ! وگر خوشى دست دهد * صد كاسه بنانى چو عروسى بگذشت « 1 »

--> ( 1 ) - در پايان نسخهء سليم آغا از « مجموعهء مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمذى » ص 59 ، اين رباعى به چشم مىخورد :